اقسام دلالت وضعی لفظی

دلالت  وضعی لفظی عبارت است از دلالت الفاظ و کلمات در هر یک از زبان های طبیعی بر معانی انها . درهریک  از زبان های طبیعی مانند فارسی ویا  عربی ویا انگلیسی هر یک از الفاظ بر معنای  خاصی  وضع شده اند  و بیان  معانی  مرکب  از طریق انها  بر اساس  قواعد صرفی و نحوی خاص انجام  میشود از انجا که دلالت  لفظ  بر معانی در زبان های  طبیعی  دلالت  وضعی است  و نه عقلی  یا طبعی برای درک  هر زبان لازم  است بدانیم  واژگان  ان زبان کدامند و بر کدام معنا  دلالت  میکند و نیز  اینکه نحوه  ترکیب  الفاظ برای بیان  معانی مرکب  چگونه است

دلالت مطابقه: دلالت لفظ است بر  تمام  ان معنایی که برای ان وضع  شده است مانند  دلالت  افظ خانه  در زبان فارسی  بر مجموعه  مرکب  از چند اتاق و یک حیاط که  با دیواری  محصور  شده باشد  اگر لفظ  در این معنا  به کار رود  دلالت  ان  بر این معنا  از قبیل  دلالت  مطابقه  خواهد  بود مانند وقتی  گفته  میشود(( ناصر خانه  خرید))
دلالت  تضمن: دلالت لفظ  است  بر جز معنایی که برای  ان وضع  شده است  اگر گوینده  از لفظی که به کار میبرد جزمعنای ان را اراده کند دلالت ان لفظ در این  صورت  از نوع دلالت  تضمن است  از این  قبیل  است  وقتی کسی  می گوید(( ناصر  خانه اش  را رنگ  کرد)) در این  جمله منظور از خانه درها  و  دیوار های داخلی ان است همچنین است  وقتی کسی  مثلا نوشابه خاصی را نام  ببرد اما  مطلق  نوشابه  را قصد کند(( بنابر این از طریق دلالت تضمن هم بر اجزا تشکیل  دهنده یک کل  میتوا ندلالت کرد و هم  بر اجزا مفهومی یک کلی))
دلالت  التزام: دلالت  لفظ  است بر چیزی که خارج  ازمعنای  اصلی لفظ است از این قبیل است وقتی میکوییم در این منطقه بارندگی زیاد است  و از ((بارندگی زیاد))  فراوانی نعمت  را راده میکنیم  یا لفظ (( حاتم)) را به کار میبریم و از ان (( وجوددهش)) منظور ماست استفاده  ازاین نوع دلالت فقط در صورتی  امکان  پذیر است که معنای مورد عقلا و یا عرفا  لازمه  معنای اصلی  و لغوی  ان لفظ  باشد  به گونه ای  که نتوان ان  دو را از  یکدیگر جدا  شاخت  بدیهای است  که هر مورد  ازدلالت  تضمن  و التزام   مستلزم  وجود دلالت  مطابقه  است  .

تعریف دلالت و اقسام ان

درتعریف دلالت میتوان گفت((دلالت بودن چیزی است به گونه ای که ازعلم بدان علم  به چیزدیگر حاصل اید)) وقتی صدای  پای را میشنویم  و متوجه نزدیک شدن فردی میشویم  میگوییم((صدای پا))چنان است  که بر وجود کسی که نزدیک  میشود ((دلالت میکند)) از هیمن قبیل  است علایم راهنمایی و رانندگی این علایم  چناند که  هر یک  بر مقصود خاصی دلالت میکنند در مثال قبل صدای پا را که  دارای  این حصوصیت است دال  وانچه  رابدان از این طریق  علم حاصل  شده است یعنی نزدیک شدن شخصی را مدلول  میگویند دلالت در تقسیم  نخست به دلالت عقلی .دلالت طبعی و دلالت وضعی تقسیم میشود .

دلالت عقلی: این دلالت درموردی متحقق  است که بین  دالو مدلول  رابطه ای  ضروری  از قبیل  رابطه علت  ومعلولی وجود داشته باشد به طوری  که از ملاحضه داب له  اقتضای عقل به مدلول پی ببریم  بنابر این  وقتی صبحگاه از ملاحظه نور افتاب به بر امدن افتاب پی میبریم  این دلالت  دلالت عقلی  خواهد بود

دلالت طبعی:این قسم دلالت که ان را  دلالت طبیعی  نیز میگویند. در موردی  حاصل  است که چیزی  به اقتضای  طبیعت نشانه چیز  دیگر قرار گیرد  وبر ان دلالت کند مثلا در طبیعت چنان اقتضا  میکند  که انسان به هنگام  احساس درد((اخ)) بگوید یا انکه به هنگام شرم  چهره او سرخ  شود.  تحقق  این نوع دلالت  ن هبه اقتضای عقل بلکه  به اقتضای طبع و طبیعت  است  ازهمین قبیل  است دلالت((تب)) بر ((وجو.د عفونت)) یا دلالت اصوات پرندگان  بر احوال  انها  در جمیع  این موارد ممکن  بود طبیعت به گونه دیگر عمل  کند یعنی  مثلا  در صورت  پیدایش عفونت  درجه حرارت بدن انسان  به جای افزایش  کاهش  پیدا کند

دلالت وضعی: این دلالت درمواردی حاصل  است که چیزی  بر حسب  قرار داد و به اقضتای  وضع نشانه و دال  برای چیز دیگر قرار گیرد و این خود بر دو قسم  است نخست  انکه الفاظ یعنی علامت های صوتی  که توسط  انسان تولید میشود براساس مواضع و قرار داد بر مدلول  دلالت کند که ان را دلالت و ضعی لفظی میگویند دوم انکه دال امری غیر لفظی باشد مانند دلالت علایم منقوش روی تابلو های راهنمای و رانندگی بر مدلول انها یا دلالت  بر افراشتن  پرچم سیاه  یا پرچم رنگی در برگزاری مراسم سوگواری یا جشن و سرور این قسم دلالت  را دلالت  وضعی غیر لفطی  میخوانند

مبحث الفاظ

تصورات و تصدیقات  پدیده های درونی  هستند و به منظور  استفاده  از انها یعنی  برای انتقال افکار خود به دیگران واگاهی از افکار دیگران به جانشینی برای انها نیاز است که به یکسان مورد ادراک همگان قرار گیرد  این جانشین همان عبارات و کلماتی است که در زبان های طبیعی  مانند  فارسی وعربی به منظور برقراری ارتباط  بین افراد مورد استفاده قرار میگیرد.بیان احکام  خاص درموردعلم منطق نیز دارای  زبان  اصطلاحات و نحوخاص خویش است  بیان احکام خاص مورد بحث درعلم منطق بدون کاربرد اصطلاحاتی همچون اسم .کلمه. ادات . قضیه .قیاس شکل .منتج.نقیض عقیم ودهها اصطلاح دیگر که بیانگر مفاهیم خاص این علمند امکان پذیر نیست و این مجددا نیاز ما را به کاربرد الفاظ  درتعلیم  و تعلم  منطق  اشکار  میکند.علاوه بر اینها  نقل و انتقال لات ذهنی به هنگام استدلال عمدتا ازطریق الفاظ متخیله  انجام میپذیرد و بدون اشنایی با مباحثی از قبیل  استراک لفظ. حقیقت و مجاز و ترادف و تباین و اگاهی  ازانها ممکن است  ذهن در معرض مغالطه  قرار گیرد این نکات به تدریج در پست های اینده روشنتر خواهد شد

تعریف تصدیق و انواع ان در علم منطق

علم هرگاه  صرف  حصول  شی در ذهن باشد ان را تصور میگویند  درمقابل  تصدیق عبارت ازنسبت دادن چیزی  است به چیزی .به ایجاب هوا گرم است  یا به سلب مانند هوا  گرم نیست .تصدیق  پدیده ای  است  ذهنی و درونی  اما ان را میتوان  از  طریق  یک جمله خبری مانند  ((هوا گرم است)) اظهار و بیان کرد  کلمه ((است)) در این  جمله بیانگر  گرمی هوا  و تصدیق  گوینده بدان است. گاهی شی نسبت داده شده چنان است که نسبت دادن ان مستلزم وجود  دو چیز دیگر  یا بیشتر است. مثلا  نسبت  دادن ((برادری)) مستلزم وجو دونفر است تا این  رابط بتواند بین انها  تحقق چیدا کند قابل توجه است که وقتی کسی  چیزی را به چیز دیگری نسبت  میدهد معمولا  این امر بر اساس تجربه و ادراک حسی است  یا بر اساس  فکر و استدلال  اما  با این حال  میتوان تصور  کرد که  در موارد نادر بدون چنین  پایه و اساسی نیزممکن است تصدیقی  حاصل شود  یا به عکس  یعنی مثلا کسی  چیزی  را به چشم  ببیند ولی باور نکند. این گونه موارد فقط  دراوضاع بسیار خاص رخ میهد .

اقسام تصدیق

تصدیق های انسان نیز همانند  تصورات  او بر دوگنه  است نخست  تصدیق هایی که بر اثر  تجربه  یا ازهر طریق دیگری  به گونه ای  روشن بدست  امده است که نیازبه مراجعه به  تصدیق  دیگر ندارد.  این گونه تصدیق ها را در اصطلاح  تصدیق معلوم  یا بدیهی  میخوانند  مانند  تصدیق به این که فلزات  بر اثر حرارت  منبسط  میشوند و تصدیق  به اینکه جسم در معرض  حرارت قرار گرفته استدوم تصدیق هایی که بر اثر ملاحضه و نظر در تصدیق  های معلوم قبلی  برای انسان حاصل  میشود  مانند  تصدیق  به اینکه جسم دراثرحرارت منبسط میشود( به دنبال ملاحضه دو تصدیق قبلی) این گونه  تصدیق ها را تصدیق  اکتسابی یا نظری میخوانند.همچنان که  درمورد تصورات ملاحضه  کردیم  بسیاری از تصدیقات نیز از طریق تجربه  برای انسان حاصل میشود دانسته هایی مانند اینکه  اتش سوزاننده است یا نانمغذی است  یا فلزات در اثر حرارت منبسط میشوند. اما بعضی  ازانها  بی نیاز از اکتساب از راه تجربه و استدلالند مانند  اینکه یک جسم  در دو مکان  نمیتواند موجود باشد در مثال دیگر  برای  یک تصدیق  اکتسابی  تصدیق کسی است که بر اساس  این دو اطلاع  قبلی  خود که ((عالم متغیر است))و ((هر متغیری  حادث است)) نتیجه میگیرد که ((عالم حادث است))

تعریف تصور و انواع ان در علم منطق

در تعریف تصور گفته اند :تصور عبارت  است از صورت حاصله  از شی در ذهن.

بعضی منطقدانان  ذهن انسان  رابه ایینه یا جعبه  عکاسی مانند  کرده اند  همان گونه  که دراینه  صورت  اشیا  محسوس  انعکاس  پیدا میکند  در ذهن  انسان نیز  صورتی  ازاشیا  پدی دمی اید  که بدان تصور شی  گفته میشود.  البته در اینجا  منظور از ((پدید امدن صورت اشیا در ذهن)) صرفا  پدی دامدن  صورت  محسوس  یا  شکل هندسی  انها نیست بلکه منظور  همچنین شناخت حقیقت و صورت  معقول  انهاست.  این نکته  درمبحث  تعریفات روشنتر  خواهد شد. صورت حاصله از اشیا  را از این لحاض که ان را از لفظ میتوان فهمید  مفهوم  و از این لحاض که ان را به هنگام  ادای لفظ در نظر داریم  معنا  نیز می نامند.

اقسام تصور

بدی هی است  که صور همه اشیا  در ذهن ما حاصل  نیست.چه اگر تصور  همه اشیا  در ذهن ما حاصل  بود کوشش  برای یاد گیری مفاهیم  جدید و ناشناخته ضرورتی  نداشت. تصورات رابه لحاض  نحوه حصول  انها در ذهنبه اقسامی  چند میتوان تقسیم کرد:

1:معدودی  ازتصورات چنانند که ازابتدا درذهن انسان موجودند و نیازی به فراگیری انها نیست مانند مفهوم وجوددارد این گونه تصورات را تصورات بدیهی یا غیر اکتسابی میخوانند.

2:بعضی از تصورات  مانند  تصور مثلت  دایناسور  ویا فرشته ویا رنگ یا حالت ترس  چنانند که  باید انها  را فراگرفت واز ابتدا  در ذهن انسان موجود نیستند این گونه تصورات  را تصورات  اکتسابی  یا غیر بدیهی میخوانند.تصورات اکتسابی  خود بر  دو قسم اند

الف:تصوراتی که فقط از طریق حواس (بیرونی یا درونی)قابل  اکتسابند مانند  تصورات  مربوز به رنگها  تصور سردی  و گرمی  تشنگی  ترس  بیم وامید  نیکی و بدی  وامثال انها در این موارد در صورت  فقدان حسی که موجب  پدید امدن تصوری از این  تصورات  است شخص  نمیتواند ان تصور را دارا باشد.

ب:تصوراتی  که به طور نظری و از طریق تعریف به کمک  تصورات معلوم  قبلی  میتوا ان ها  را فرا گرفت مفاهیم اساسی که درعلوم مختلف  به کار میروند  ازقبیل  مفهوم نقطه خط مثللث  دایره  یا جرم  شتاب  تورم مالکیت و تعلیم وتربیت و نیز بسیاری  از مفاهیمی که درجریان زندگی روزمره با انها اشنا  میشویم  ازاین طریق شناخته میشوند.بخشی از علم منطق که به توضیح  چهار چوب  کلی اکتساب این گونه تصورات میپردازد مبحث  تعریفات خوانده میشود

موضوع علم منطق

موضوع یک علم عبارت از ان چیزی است که ازعوارض ذاتی ان در علم سخن میگویند مثلا در علم پزشکی موضوع جسم انسان است زیرا در علم پزشکی جسم انسان از لحاظ سلامتی و بیماری مورد تحقیق قرار میگیرد . موضوع علم حساب اعداد است زیرا در این علم از احکام و خواص اعداد سخن میگویند در زمین شناسی و اخترشناسی نیزترتیب از خواص و احکام زمین وستارگان سخن میگویند.موضوع علم منطق تصور((Presentation)) و تصدیق((Judgment)) است.

در این علم احکام مربوط به تصورات و تصدیقات مطرح است اما از انجا که تصور و تصدیق از لحظه های مختلف ممکن است مورد مطالعه قرار گیرند باید مشخص شود منطق از چه لحاظ تصورات و تصدیقات را مورد بحث قرا رمیدهد و نخست باید دانست که منظور از (تصور)) و ((تصدیق)) چیست

سیری درتاریخچه مغالطات دربین منطقدانان مسلمان

برخی معتقدند که دردوران فلسفی و علمی قبل از ارسطو نیز موضوع  مغالطه به عنوان علمی خاص مدون و متداول بود بلکه خواندن فن مغالطه قبل ازعلوم دیگر  به دلیل  این که ذهن مبتدی  ازاغلاط عمدی و سهوی مصون بماند  لازم وضروری  دانسته میشد این امر نشان دهنده ان است که مغالطات به تنهایی حکم منطق  معمول  را  داشته است  حتی نقل شده که حکیمی مانند افلاطون معتقد بود  دانشجویی که این فن  را نیاموخته حق تحصیل حکمت را ندارد چنان که درمورد ریاضیات و هندسه  نیز این شرط  را مقرر داشته و برسر در اکادمی  خود نوشته بوده است. اولینبار تدوین منطم و علمی مباحث مربوط به مغالطات به وسیله  ارسطو صورت گرقت .مبحث  مغالطات  یکی از هشت  رسا له ای  بود که ارسطو  در عبم منطق  تدوین کرد این رسایل  که چند  قرن بعد  از ارسطو  مجددا  تنطیم شد اغنون نام گرفت  عبارتند از :قاطیغوریاس (مقولات) باری ارمیناس (قضایا) انالوطیقای اول( قیاس  به طور کلی) انا لوطیقای ثانی( قیاس  برهانی) طوبیقا(جدل) سوفسطیقا(مغالطه)ریطوریقا(خطابه*و بوطیقا(شعر).ذکر  این  نکته لازم است که فیلسوفی  به نام فرفوریوس فصل مهم دیگری  به  مباحث  فوق افزود که  ایساغوجی(مدخل) نامیده میشود و به این ترتیب  تعداد فصول و مباحث  منطق  ارسویی به 9 باب  رسید.

همه کتاب های منطقی که از این فصل بندی و تبویب  پیروی  میکنند اصطلاحا  کتابه ای  منطقی 9 بخشی  نامیده میشوند. مانند  کتاب منق الشفا از ابن سینا و اساس الاقتباس از خواجه نصیر الدین  طوسی  دسته  دیگری از کتاب های منطقی وجود دارند که ازابتکار منطق دان بزرگ اسلامی  ابن سینا  درکتاب  الا شارات والتنبیهات پیروی  کرده  ومباحث منطقی را به دو بخش  اصلی تصورات  وتصدیقات تقسیم میکنند.  این دسته اخیر  اصطلاحا  کتابه ای منطقی  دو بخشی  نام  دارند که از جمله انها میتوان به کتاب های  مطالع الاانوار  ازقاضی سراج الدین ارموی و شمسیه از کاتبی قزوینی  اشاره کرد کتابه ای منطقی دو بخشی بحث تصدیقات را دردو شاخه  صوری و مادی مطرح میکنند  در شاخه صوری پس  ازبیان  انواع قضیه  و استدلال روش های صحیح  استنتاج ازقضایای  صادق  مورد بررسی قرار میگیرند  اما درشاخهمادی انواع استدلال  به چنج  نوع تقسیم  میشوند که هر یک را صنعت و مجموع انها را صناعات  خمس  یعنی  مهارت های  پنج گانه مینامند که عبارتند  از برهان جدل خطابه شعرو سفسطه  پس از روشن شدن جایگاه  بحث مغالطات  درکتابهای منطقی 9 بخشی و دو بخشی شایسته است  نگاهی به برخی متون مشمتل  بربحث مغالطات درمیان اثار  منطق دان مسلمان  انداخت. به عناون نخست  اثار مربوط  به بحث  مغالطات  میتوان به کتابه ای فی الاحتراس  عن خدع السوفسطایه ازیعغوب  بن اسحاق کندی  و کتاب  شرح  المغالطه و کتاب  المغالطین از  ابو نصر فرابی  اشاره کرد اثر دیگر  فارابی که بر خلاف  کتب  مذکور  هم اکنون  موجود و چاپ شده است  کتاب  الامکنه المغالطه  است که  دران  در  دوبخش مغالطات  لفظی و معنوی  به بیش از سی مغالطه  اشاره شده است. کتاب بسیار  مهم دیگر کتاب  السفسطه ازمنطق  الشفا  اثر ابن سینا  است که  برخی ان  را نقطه عطف و سر اغازی  برای تدوین بحث مغالطات  به شکل  مستقل و تفصیلی  در کتب  منطقی میدانند ابن سینا  در این اثر تا حدودی  زیادی  از ارسطو  پیروی کرده است  و حتی  در پایان  همین کتاب  تصریح  میکند  که ارسطو گفته است  ما این  علمرا تدوین  کرده ایم و اگر  دران خطا  یا نقصانی وجود  داشته باشد  از هر کسی  که بر  ان اطلاع  یابد  عذرخواسته و به دیده منت  میپذیریم  که رای  صحیح  را در اینبا  عرضه کند . ابن سینا  ادامه میدهد  اما امروز پس از  حدود 1330 سال  هنوز کسی  برای ارسطو  خطایی  نشان نداده و زیادتی بر اثر او  نیفزوده است  البته  یادا وری  این نکته لازم است  ک هبرخی  پژوهش گران  تفاوت های متعددی  برای کتاب  سفسطه  ابن سینا  و اثر ارسطو  برشمرده اند  علاوه بر  بحث مغالطات  در کتاب منطق الشفا  رساله  مستقلی  نیز در باب  ابن سینا  نسبت داده شده که  هم اکنون  در دست نیست  نگارش رساله  مستقلی  درمورد  بحث مغالطات  بیش از هر دوره ای  در نیمه  دوم قرن  دهم هجری (دوره انتقال  حوزه فلسفی  شیراز به اصفهان) صورت گرفته است  روی  اوردن دانشمندان در این دوره به بحث  مغالطات و به ویژه  طرح معما های منطقی  در  حدیبوده ک هبرخی  تک نگاره ها  به عنوان  متن درسی  مورد بحث  قرار میگرفته اند . رساله  مغالطات  کمال الدین  محمود  بخاری  رساله  سی مغالطه میر فضل  االمه استر ابادی و رساله  درمناظره  فخر الدین حسین  و رساله  المغالطه و النکات و الفواید که مولف ان ناشناس است شامل  پنجاه مغالطه و معمای منطقی  فلسفی و فقهی  است نمونه ایی از این  رساله های مستقل  درباب مغالطات و معماهای منطقی  هستند

تعریف علم منطق

معلومات انسان عمدتا ا زد وطریق  برای او حاصل  میشود. نخست  ازطریق  تجربه و دوم از طریق تفکر  و تعقل گاه  دریمان بعضی از دانشمندان  این تمایل  وجود  داشته  است که  روش کسب  معرفت  را فقط  به یکی از این دو روش  محدود کندد  لیکن منطقدانان هر دو  روش  را  پذیرفته اند.  این نکته  که بخش  وسیعی  ازاطلاعات  و دانسته های انسان از طریق تجربه به دست می اید نکته ای  است کهکمتر  میتوان  دران تردید کرد  دانسته های  انسان  در زندگی  و تا انجا  که مربوط  به علوم تجربی است مانند  اینکه((اتش دارای حرارت است)) یا ((نان مغذی است)) یا ((فلزات دراثر حرارت  منبسط میشوند)) از طریق تجربه  به دست می اید  همچنین برخی  ازمعلومات  و اطلاعات  جدید از طریق  تفکر و تعقل به دست می اید  مثلا  با دانستن  اینکه (( اتش موجب  حرارت میشود)) و اینکه ((حرارت موجب انبساط  فلزات  است))قضیه اخیر اطلاع  و دانش  جدید است که از راه تفکر و نظر بر اساس  معلومات قبلی به دست امده است  این مثال  ساده بخوبی نشان میدهد  که چگونه  ذهن  انسان  از طریق  تفکر  میتواند  براساس بعض  اطلاعات  قبلی خود به کسب دانش جدید نایل شود این روش  که انرا گاه ((روش عقلی)) گاه(( روش استدلالی)) و گاه ((روش نظری)) خواندهاند  در کسب معرفت جدید درعلوم ریاضی و به طورکلی در همهعلومی که بر اساس  نوعی اصول موضوعه گسترش  پیدا میکند  ازاهمیت  خاصی  برخوردار است  علاوه بر اینها  این روش  درکسب  معرفت  درزندگی  روزمره  ودرعلوم تجربی نیز  دارای کاربردی وسیع است

تاریخچه مختصر علم منطق

انسان از اغاز دارای قدرت  تفکر واندیشه  یعنیبه کارگیری  معلومات فبلی  برای کسب  معلومات  جدید به منظور حل مشکلات  و مسایل خود بوده است  لیکن  علم منطق  از  مانیاغاز شده که  انسان  به وجود  قواعد و قالب هایی دراندیشه  خود که  چهار چوب  اندیشیدن  صحیح  اورا تشکیل  میدهد پی برده است. دقیقا  نمیتوان گفت  انسان  از چه رمانی  به وجود این گونه  قواعد و قالب ها که نشان دهنده صورت  تفکر  و استدلال  صحیح  اوست  پی برده است  اما شواهدی  در دست است  که نشان میدهد  اثاری از تفکر منظم انسان  در این زمینه در مراکز  تمدن قدیم  مانند چین و هندوستان  وجودداشته است.پس از انکه  علوم یونانی  از طریق  اسکندریه  به عالم اسلام  راه یافت  در زمان  مامون خلیفه  عباسی  در سال 227 هجری  مرکز(( بیت الحکمه)) در بغداد بنیان  نهاده شد  واز جمله از دانشمندانی که در دانشگاه  جندی شاپور به تدریس  اشتغال داشتند دعوت  شد تا در انجا به تدریس  مشغول  شوند. منطق  یکی از علومی بود که در بیت الحکمه مورد  توجه خاص قرار  داشت وعلت  این امر بیشتر این بود که  فراگیری  منطق  در ان زمان  به عنوان مقدمه علم پزشکی  ضروری  شناخته میشد. کثب منطق  ارسطو  در اینزمان  به زبان عربی  ترجمه شد بعضی  ازاین کتب  از زبان سریانی و بعض انها  مستقیما  اززبان یونانی ترجمه شد و دربعض  موارد  نیز ترجمه  های متعددی  ازیک متن  انجام گرفت.مشهورترین مترجمان  این دوره  حنین ابن اسحاق (ف.247.) و فرزنداو اسحاق ابن حنین (ف.298)بودند. مشهور است که وقتی  یکی از  این کتب  بهزبان  عربی برگردانده شد  مامون  هم وزن ان طلا  به عنوان حق الترجمه  به مترجم  تقدیم کد  ر اثر  این گونه تشویق ها و حمایت های خلفای عباسی  ازعلوم که تحت  نفوذ  وزرای ایرانی  انها انجام میشد. بیت الحکمه بزودی  به یک  مرکز علمی گسترده تبدیل شد و در انجا  دانشمندان  بسیاری  در رشته ای  گوناگون  علمی  به تحقیق و تعلیم  پرداختند.کتابهای منطق ارسو که همگی  در این زمان  به عربی  ترجمه شد  عبارتند از مقولات.عبارت.تحلیلات اول.تحلیلات ثانی.مواضع .سفسطه. خطابه و شعر  همچنین  مقدمه  معروف فور فوریس  بر منطق ارسو  با نام  ایساغوجی  نیز به  عربی ترجمه شد و درردیف کتب هشتگانه  ارسطو قرار گرفت.منطق ارسطو هم درمشرق  زمین و هم در مغرب  کمال  منطق و نهایت  این علم  شمرده  میشد. به طوری که حلاج ملا هادی  سبزواری  که از حکمای  نامداردوره قاجار است  در مقدمه شرح منظومه  منطق  منطق ارسطو  را نهایت  و کمال علم  منطق  میشمارد و مقارن  همین  کانت فیلسوف  المانی نیز  به همین نحو  اظهار میکند  در انزمان  تصور همگان  بر این بوده  که نه یک کلمه بر منطق ارسطو  میتوان افزود  ونه  یک کلمه  از ان میتوان کاست.

حدود 50 سال  پس از کانت  منطق جدید به  دست بناینگذار ان گوتلوب فرگه  فیلسوف و منطقدانمعروف المانی  به طور  جامع و کامل تدوین  گردید  فرگه دراین  زمینه کتابی  به نام مفهوم نگاری  تالیف  کرد که در ان اشکال  و صورت های  منطقی اندیشه  رابه صورت نمودار  های دوبعدی  نشان میداد در این نظام  منطقی  پاره ای  از قوالب  یا  شکله ای اتنتاج  ساده  به عنوان  اصول  موضوعه  پذیرفته شده بود و سایر  اشکال و صور  کعتبر  استنتاج به کمک  بعض قوانین منطق  از انها  استخراج  میشد  پس از  این شخص بزرگترینقدم را در پیش بردن  منطق جدید  برتراند راسل  و وایتهد برداشتند  این دو فیلسوف و ریاضیدان  انگلیسی  درسالهای  1910 تا 1913 به انتشار  سه جلد  کتاب  به نام  اصول ریاضیات  مبادرت کردند  هدف انها  در این کتاب  پراوازه  این بود که نشان دهند  چگونه میتوان  ریاضیات  محض  را ازعلم م نطق استخراج کرد این کتاب موجب  ایجاد  تحولی بزرگ  درعلم منطق شد وتوجه ریاضیدانان بسیاری  به این رشته  جدید معطوف  گردید  این امر  موجوب گردید که در منطق  ریاضی  و نیز ریاضیات  جدید پیشرفت های عظیمی  پدید اید  این پیشرفتها همچنان ادامه دارد

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.