مغالطه نکته انحرافی(the red herring)

این مغالطه شباهت زیادی به مغالطه ((دلیل نامربوط)) دارد. مغالطه نکته انحرافی وقتی صورت میگیردکه شخصی توجه مخاطب خود را از موضوع  اصلی بحث به یک نکته کاملا متفاوت وفرعی منحرف کند و سپس از این مقدمات فرعی ونامربوط نتیجه ای میگیرد ویا چنین وانمود میکندکه نتیجه ای اخذ  شده است.

این ایام روزنامه ها و مجلات مطالب زیادی در مورد نیاز به ضد عفونی  کردن سبزیجات و میوه ها واز بین بردن میکروب های احتمالی مطالب درج میکنند. به هر حال سبزیجات و میوه ها غدای اساسی برای سلامت انسان هستند هویج  منبع سرشاری از ویتامین دارد.

در این جا موضوع اصلی بحث این بودکه برای از بین بردن میکروب های احتمالی  نیازی به ضد عفونی کردن سبزیجات و میوه ها وجود دارد یا نه؟ اما شخص بحث کننده  موضوع  بحث را  به انواع  ویتامین ها  و مواد معدنی که در  سبزی ها  وجود دارد کشانده است

مغالطه نکته انحرافی بیش تر یک سفسطه  شفاهی است یعنی در مقام  محاوره و  گفت و گو  ارتکاب  این مغالطه بیش تر مشاهده میشود. زیرا در محاوره  توجه مخاطب به موضوع  اصلی بحث  کمتر است و گوینده  با سهولت بیش تری  میتواند اگاهانه  یا نا اگاهانه موضوع بحث را به یک مسله بی ربط منحرف سازد از سوی دیگر جریان  و استمرار  گفت  و گو  و گذشت زمان  باعث  میشود که امکان  بازگشت و  توجه  دوباره به موضع  اصلی بحث وجود نداشته باشد

مغالطه تطمیع((Allurement))

مغالطه تطمیع  از یک نظر  مانند  مغالطه تهدید است  با این اختلاف  که درتهدید  شخص  به مخاطب  خود میفهماند که اگر سخن مرا نپذیری  اسیب  یا ضرر  و زیانی  به  تو خواهد رسید و در تطمیع  شخص  به مخاطب  میگوید  که اگر  سخن مرا  بپذیری  سود و منفعتی  عاید  تو خواهد شد.

اقای سیعد  شایسته ترین فردی هستند  که میتوانند   مدیر عامل  شرکت  شوند  اگر شما  به ایشان  رای دهید  از یک ماه  مرخصی   با حقوق  بهره مند میشوید.

نمونه بارز  مسله  طمع  و تطمیع  که از جنبه اخلاقی  قابل ملاحضه است  مسله  رشو دادن و رشوه گرفتن  است که در تعالیم  دینی هر دو طرف (راشی و مرتشی) به شدت  مذ مت شده اند.

اگر زحمت بکشید  و یک مهر تایید به  این نامه بزنید حق الزحمه  شما فراموش  نمیشود  یک ویلا  در شمال  شهر  قابل شما  را ندارد

مغالطه تاکید لفظی ((Accent))

مغالطه تاکید لفظی :دراین مغالطه  تاکید  بر برخی  کلمات  جمله  سبب میشود  مفاهیم  اضافی و خارج  از جمله  القا و فهمیده  شود  مفاهیمی که بدون هیچ  کلمه ای متکفل بیان انها  شده  باشد . به طور پنهانی  به ضمیر  مخاطب  منتقل میشود. مغالطه تاکید لفظی  ناشی از  این حقیقت است که معنای  یک جمله  متناسب  با تاکید  و تکیه  بر کلمات  مختلف  ان تغییر  میکند. تکیه  بر کلمات خاص در یک جمله  یا عبارت  می تواند  هم معنایی  کاملا متفاوت  با کعنای  اصلی  و مورد نظر  گوینده  به ان بدهد  و هم مفاهیم  دیگری  به ان اضافه  کند.برای مثال

پیراهن مرا اطو کن

(بدون تاکید لفظی  این جمله مانند  یک دستور  یا تقاضای عادی است)

پیراهن مرا اطو کن.یا

پیراهن مرا اطو کن

واضح است  که تاکید لفظی بیش تر  یک مغالطه  ضفاهی و گفتاری است تکیه و تاکید در متون چاپ شده  معمولا  با کلمات  کج یا کلمات  پر رنگ  ویا  با خط کشیدن  زیر  انها مشخص میشود  البته چه  در گفتار و چه در نوشتار  تاکید های لفظی  بی جا  و غیر مجاز  معانی بی ربط  را به دنبال  خواهد داشت

مغالطه ابهام ساختاری((Amphiboly))

مغالطه ابهام ساختاری موقعی صورت میگیرد  که شخصی جمله ای  به کار برد  کخ بیش از  یک معنا داشته باشد  وان جمله  برای مخاطب  مطابق با یک تفسیر  صحیحو مقبول  باشد  ومطابق  با تاویل وتفسیر  دیگر خطاو غیر قابل قبول .حال  اگر شخصی  ان  جمله را در مقدمات  استدلال  خود به معنای مطابق  با تفسیر  دوم انجام دهد. مرتکب  این مغالطه  شده است مثال معروف  و قدیمی  این مغالطه  در کتابهای لاتین  حکایت زیر است.

پادشاه لیدا که در نظر داشت  با داریوش  پادشاه ایران  وارد جنگ شود برای حصول  اطمینان  از نتیجه مثبت جنگ با کاهن  معبد دلفی  مشورت  کرد و این پیش گویی را دریافت نمود(( اگر به جنگ  داریوش بروی  یک امپراتور قدرتمند  را  نابود خواهی  ساخت)) پادشاه لیدا  با شادمانی  به جنگ  داریوش  رفت اما  به  زودی  شکست سختی  از  او خورد و نزدیک بود  خود او هم کشته شود  وقتی  از مرگ نجات یافت  شکواییه  و نامه گلایه امیزی  به کاهن  معبد نوشت  کاهن  پاسخ داد که پیش گویی درست بوده است  و او  در جنگ با داریوش  واقعا  یک امپراتوری قدرتمند (یعنی خودش) را نابود کرده است

مغالطه هر بچه مدرسه ای میداند((Evrey schoolboy knows))

هر بچه مدرسه ای  هم میداند که عادت کردن انسان  به هر چیزی  مانع رشد و تکامل اوست  بنابر این  لازم نیست  در این باره  بحث کنیم  که انسان  نباید  به هیچ چیز  حتی کارهای خوب  عادت کند

در این جا  شیوه استدلال  و امتناع  مخاطب  مغالطه  امیز است زیرا  شخص به جای  دلیل و برهان  وپیش از اریه  دلیل  سعی  میکند  بداهت  ووضوح مسله مورد  بحث را  مفروض  بگیرد  ومقبولیت  انرا از سوی مخاطب  مورد تایید قرار  دهد  اما نه از طریق  متقاعد کردن  منطقی او  بلکه از  راه ایجاد  احساس  ترس و  شرمندگی  که مبادا گفته شود  او به اندازه یک بچه مدرسه  ای هم نمیفهمد  در چنین شرایطی  مخاطب موضوع را میپذیرد  در حالیکه  شایستگی  ان موضوع  برای قبول و پذیرش به کلی  مورد غفلت  واقع میشود.

مغالطه توسل به دلسوزی((Appeal to pitty))

مغالطه جلب ترحم  وقتی صورت  میگیرد  که شخصی  ادعایی  را مطرح کند و سپس  با بیان  اوضاع  رقت بار  خود در شرایط  موجود  ویا در  صورت رد شدن ان  مدعا  بکوشد سخن  خود را  از طریق  جلب دل سوزی  و ترحم  به مخاطب  خود  بقبولاند.در این مغالطه  به جای  این که  مقدمات استدلال و برهانی نتیجه  ای را ثابت  کند  سعی میشود  که از مقدمات  مبتنی  بر احساسات و عواطف  برای  این کار  استفاده  شود .

مغالطه ترکیب مفصل((Composing the separated))

این مغالطه  از انواع مشهور  و شناخته شده از قدیم میباشد که در کتاب  های قدیمی  منطق ارسطویی نیز  از ان یاد شده است.

مغالطه ترکیب مفصل  ناشی از این امر  است که گاهی  دو جمله  به صورت  مجزا  و یا  غیر  تالیفی  صادق هستند  اما اگر  ان دو جمله  به صورت  ترکیبی  و تالیفی  در یک جمله بیان شوند  جمله  حاصل کاذب  خواهد بود. به عنوان مثال  اگر کسی  هم نویسنده  باشد و هم ورزش کار  اما در نویسندگی  بدون مهارت  و در ورزش  ماهر باشد  در باره این  فر میتوان گفت که او نویسنده است هم چنین  میتوان گفت  که او ماهر است .یعنی اگر به طور جداگانه حکم کنیم  سخن درستی گفته ایم اما اگر  این دو حکم را دریک  جمله  جمع کنیم  و بگوییم  او نویسنده  و ماهر است  سخن ما مغالطه  امیز  خواهد بود همچنین  است  اگر بگوییم  او نویسنده  و ورزش کار  ماهری است  زیرا در  دو جمله  اخیر  این توهم هم پیش می اید که او نویسنده ماهری نیز هست.

مغالطه مسموم کردن چاه((Poisoning the well))

دراین مغالطه شخص به جای استدلال برای مدعای خود در واقع  ازیک بی احترامی و توهین وتحقیر استفاده میکند که به هیچ وجه نباید مورد توجه قرار گیرد زیرا به هرحال هیچ چیز نمیتواندجایگزین استدلال و برهان برای سخن شودو هرادعای را باید مطالبق ادله  ان مورد قضاوت  قرار داد

همه افرادی که شخصیت سالم ورشد  یافته ای دارند بااموزش  مختلط  دختران وپسران درمدرسه  موافق هستند مگر کسانی که عقده وکمبود دارند

مغالطه خودت هم((You also))

این مغالطه  شیوع بسیار زیادی دارد وقتی  به کار میرود که شخص  به دیگری  اعتراض کند و خطایی  رابه او  تذکر دهد   شخص دوم  برای نپذیرفتن  اعتراض   او میگوید  خودت هم همین خطال  را مرتکب شدی  گویا  اگر  او  به تنهای  مرتکب  ان  شده بود  خطا  به حساب  میامد  اما  حال که  هر دو ان  را انجام داده اند  درست  و صحیح  است

پدر  چظور مرا به دلیل  سیگار کشیدن سرزنش  میکنی و برایم   استدلال  میکنی  در حالیکه  خودت  تعریف کردی  که در  نوجوانی  شیگار میکشیدی

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.