اولر یا روح مجسم انلیز ریاضی(1707-1783)

لوتارداولر بزرگترین  دانشمندی  که در  ریاضی  سویس  توانسته بود به جهان تقدیم  کند  و یکی از اولین  دانشمندانی در تاریخ  ریاضیات  از او  نام برده میشود  در 15 اوریل  سال 1707 در شهر  بال سویس  متولد شد پدر او  که از  کشیشان  پیرو  کالون  بود میل  داشت  پسرش  جانشین  خود  بشود  اما استعداد  خارق العاده  او  به ریاضیات  در این رشته  تحصیلات خود  را شروع کرد  و در سن  19 سالگی  اولین شهرت را بدست اورد و اکادمی  پاریس  مشگلی رادر باره ساختمان دکل کشتیها  به مسابقه  گذارده بود  و مقا له  ای را  که اولر  سویسی  نوشت  با اعطای  جایزه دوم  مفتخر  شد و  جایزه اول  را بوگه  برده بود و سال بعد که دانیل  و نیکلا به عضویت  اکادمی  سن  پطرز بورگ  انتخاب  شده بودند  او را نیز نزد خود بردند  اما دانیل  پس از مرگ  نیکلا  از اوضاع  بی نظم  سخت ملول  و بو طن  خود بازگشت  اما اولر  و وضعش  ثابت و محکم برگدیده بود  ماند  ودر رفورم  اوزان و مقادیر  همکاری  نموده و نقشه  های دولتی را اصلاح  کرده و در همان شهر ازدواج  نمود و دارای 13 اولاد  گردید که پنج تن  از انها  زنده ماندند و برای او در اخر 32  نوه به وجود  اوردند و او  در چنین وضعی  مطالعات وتجسمات  ریاضی  خود  را ادامه میداد  دفقایش او را در روح انالیز ریاضی  می دانستند و میگفتند  اولر به همان سهولت  محاسبه  مسایل ریاضی  را حل مینماید  که انسان  نفس میکشد  یا عقاب  در هوا  برواز میکند .اولر  با سهولت  عجیبی  اکثشافی  روی  اکتشاف  دیگر در باره مسایل مختلف انتشار میداد  و تعداد انها  انقد زیاد است که حتی امروز  نیز نتوانسته اند  دوره کامل  اثار اورا  چاپ کنند (دوره  کامل  اکتشافات  اولر  بسعی  و اهمیت  ریاضی دانان سویس  انتشار  یافته و کتب  ریاضی  اورا حودود 100 جلد  میدانند  که این منابع  عظیم  در طی  2 قرن هنوز  شامل افکار نو میباشد و مورد استفاده  دانشمندان قرار گرفته است )

وی  برای مدتی به المان  برلین  رفته  و فردریک  دوم مقدم  او را گرامی  داشت ولی زمانی  که روابط  او با  شاه تیره  شد مججدا  در اثر تشویق  ملکه کاترین  دوم روسیه  بازگشت  و بیش از  پیش  مجامع  علمی  را بیاد اکتشافات تازه  خود  گرفته  بود و حتی  بفاصله  چند سال  متناوبا  هر دو  چشم خود  را هم از دست  داد اما  از  ترشرویی  و تند خویی  با تاریکی  مطلق  از درد  کوری  بر کنار بود  و در حالیکه  در سال  1783 خانواده  و کودکان ش اطرفش بودند  ناگهان  پیپ از دستش رها  شد و بر زمین  افتاد و با گفتن  کلمه  ((من مردم)) زندگی  را بدرود گفت

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.